به نام خدایی که کوبنده منافقان و درود وسلام بر سالار شهیدان حسین(ع) وسلام برشهیدان کربلای حسین(ع)
سلام بر یاران حسین(ع) ودرود بر امام امت و ابراهیم زمان و حسین زمان ، خمینی حامی مسلمین و مستضعفین جهان و درود بر تمام شهیدان جهان.
من این راه را انتخاب کردم و منتظرم نباشید که برگردم چون نرفتم که زنده برگردم.من در زندگی ام نتوانستم برای اسلام و جامعه خدمتی بکنم، امیدوارم شهادتم بتواند به اسلام یاری وکمک برساند.
وصیت می کنم هرگز برای من اشک نریزید و دوست ندارم که برای من عزاداری کنید، لباس سیاه برتن کنید زیرا کسی که در راه خدا فدا شود صلابتی بوده برای او وخانواده شهید.
ای مادر و خواهر من مانند زینب استوار باشید شما بالاتر از زینب نیستید که در صحرای کربلا در این آفتاب گرم وسوزان در برابر یزیدیان مقاومت کرد امیدوارم که ازاین به بعد مانند زینب وار در برابر زورگویان و غارتگران مقاومت کنید.
چرا وقتی که راه زندگی هموار می گردد بشر تغییر حالت می دهد خون خوار می گردد
چرا در وقت نعمت می نوازد گوش به وقت تنگ دستی مومن و دیندار می گردد
عمر کوتاه و آرزوئی دراز
بیا ای بنده ما یک دم از راه ثواب آخر بدرگاه خدای مهربانت با شتاب آخر
اگر عمرت ز عمر نوح پیغمبر شود افزون بچنگ مرگ نتوان آوری یک لحظه تاب آخر
مگر نشنیده ای(انا الیه راجعون) هرگز که اینسان غافلی از شورش یوم الحساب آخر
این شعر را در روی خاکم می نویسید
راه ناتمام
بگشاده بال و پر آرزو با سر به سوی وادی خون رفتی
گفتی:
دیگر به خانه باز نمی گردم امروز من به پای خودم رفتم
فردا : باید مرا به خانه بیاورند بر روی دست ها
اما : حتی تو را به خانه نیاورند
گفتند : چیزی از او نمانده است جز راه ناتمام
وصیت می کنم مرا در قبرستان پهلوی آرامگاه شهید علی زارع دفنم بکنید و امیدوارم از این گناهم بگذرید. |